امروز با یکی از بچه ها رفتیم الواتی.... خیلی خوش گذروندیم. الکی الکی. 

هوا به شدت گرم بود... من با یه آتسین حلقه ای خوشحال می چرخیدم.

با هم رفتیم التا... نهایت خریدمون ۲ دلار بود. یه لاک بی رنگ اکلیلی. گفتم ناخونت لاک داره میشه تستش کنم رو ناخونت؟  کلی خندیدیم با هم. 

بعد رفتیم ایکیا قهوه خوردیم.... من رستوران آیکیا رو خیلی دوست دارم.یه وقتایی بی بهونه فقط میرم که اونجا بشینم و قهوه بخورم.

بعدش هم رفتم سرکار تا ده شب. امروز کار سنگین بود... کلی آخرش حس سنگینی و لهیدگی داشتم.

صبح تو تخت ولوووو بودم که یه غلت زدم و یهو پیچیدم به خودم... اووووف چه درد بدی!

/ 0 نظر / 64 بازدید