بارون پاییز

بازم پاییز با هوای بارونی و مَلسش از راه رسید...

بازم اون بارونهای خوب همیشگی...

یه دنیا لطافت و رحمت خدا....

دوست دارم آروم توی کوچه هایی که از برگهای پاییزیَن قدم بزنم...

یه آرامش خاص و تموم نشدنی...

نم نم ریز بارون...

دوست دارم یه کوچه باشه....بارون بیاد....بوی کاه گل هم باشه....

نفس بکشم و لذت ببرم....

بارون یعنی معجزه...

هیچ چی تو دنیا نباشه...

فقط یه کوچه ی بی انتها باشه و بارون.... 

 

/ 8 نظر / 191 بازدید
نیلوفر

آره حس قشنگیه...اینروزا تو فارگو هوا هرروز اینطوره....ولی من نمیدونم چرا هراز چندگاهی برمیگردم و پشت سرم رو نگاه می کنم!

حمید

مطلب جالبی بود. موفق باشید ;)

فرهــــــــاد

مهر در پایان است . نکند مهر تو هم با تقویم است من ز تقویم دلت با خبرم همه ماهش مهر است همه روزش احساس زنده باشی ای دوست عزتت افزون باد ...

Aa

بارون و یک جاده خلوت که بشه هم نوا با بارون با صدای بلند گریه کرد.... خوبی رفیق؟

فرهــــــــاد

منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نیستم ... اشک هایم را با دست های خودم پاک میکنم اینجا همه رهگذرند !

...

[چشمک][قلب]

حمید

همیشه بارون رو دوست داشتم دیشب و امروز تو یه هوای بارونی دو نفره دوتایی که نه سه تایی داشتم قدم میزدم من و تنهایی و غم این پستت محشر بود

سامان

باید یکیو داشته باشی که به خاطرش سیگار نکشی، نه اینکه یکیو نداشته باشی که به خاطرش سیگار بکشی...