2:48

می گفت: من سکوت می کنم.

گفتم: یعنی تو خودت میریزی؟!

گفت: نه ساکت می شم....

گفتم: همین یعنی تو خودت میریزی!

صحبت ادامه دار شد... داستان پشت داستان.

گفتم می دونی من و تو مثل همون دوتا زن ناصرالدین شاهیم که از بس حرف میزدن...پادشاه 10 سال میندازدتون تو یه خونه... بعد از 10 سال ناصرالدین شاه میگه بیاریدشون بیرون...حرفاشون تموم شده دیگه...

یکیشون می گه: خواهــــــــــــــر هنوز کلی حرف نزده داریم! :))))))

یهو نگاهمون افتاد به ساعت... 2:48! اوه..... بخوابیم... بخوابیم!

/ 0 نظر / 40 بازدید