حس می کنم دور افتادم از خیلی چیزا.... چیزایی که‌همیشه برام ته لذت بود... اما الان دیگه اونجوری که باید باشه، نیست...

من دور افتادم از دوستام که ایرانن...شاید دورهمی داشته باشن با هم... اما من چی؟!  همش به خودم میگم: جامو نمی خوام خالی کنن... فقط یه سیگنال می خوام که بدونم به یادمَن و فقط من نیستم که دارم یه مُشته خاطرات رو دوره می کنم...

این افکار ذهن لعنتیِ من چرا تمومی نداره؟!

/ 2 نظر / 63 بازدید
هم وطن

سلام . از اینکه در غربت به یاد تعلقات خود در وطن می افتید حس غریبی به من می گوید که همه جه آسمان آبی است ، آسمان وطن اگر چه گاهی دلگیر است اما دوست داشتنی است .... اینطور نیست ؟

بی نام

شاید دوستات هم به یادتت هستند..... منتظرن تا از شما سیگنال بگیرند.... موفق باشی